انسان یعنی کدام؟؟؟ پسر یعنی کدامیک از اینها؟؟؟؟!!!!!!
نمی خواهم در این مورد بنویسم و همه گویند یک طرفه قضاوت میکنی،نمی خواهم بگویید از دختران
هم کسانی هستند که پسران در موردشان این گونه فکر میکنند.نمی خواهم از من بپرسید که چرا با
پسرا دشمن گونه رفتار میکنم! چون میدانید چرا....نگوئید نه....چون میدانید...
پسران پر از نیرنگ و فریب و دو رنگی اند و دختران خاک بر سر و ساده!!!!!!!
اون دخترائی هم که فکر می کنید شیادند با فریب کار،مطمئن باشین که از روی خاک بر سر بودنشان و
رویائی زندگی کردنشان هست که نمی توانند با یک پسر باشند.
و باز همه تقصیر پسراست!!!!!!!!!!!!!!!!!
چون بیشتر دختران هم به خاطر فریبی که از پسرا خورده اند ۲ دسته اند:۱.دخترائی که به خاطر پسر از
درس و زندگیشان عقب مانده اند و فقط زندگی شان فکر کردن به پسریست که فریبش داده و همیشه از
خود می پرسد چرا؟!!!!!
۲.دخترائی که به خاطر فریبی که خورده اند سعی در این دارند که خودشان را به گونه ای نشان دهند که
گویند آری ،برای ما مهم نیست اینکه پسری مورد علاقه مان بوده و حال ما را گذاشته و رفته اند . یا ......
و به همین دلیل است که از این شاخه به آن شاخه می پرند و پسران زیادی را تست می کنند تا شاید
یکی باشد که جای اولی را بگیرد.
امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا پســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــران!
همان یک دسته اند:هوس باز و افرادی که به زندگی همچون بازی نگاه می کنند.بازی ای که مانند
شطرنج می باشد و اینان همچون بازیکنانی که هرگز نمی دانند با مات شدن بازی تمام می شود
همچنان به بازی ادامه می دهند.
پسران در بازی شطرنج زندگی در همان لحظه ی اول که فکر مات کردن دختران به ذهنشان خطور می
کند مات می شوند اما بی آنکه خود بدانند و یا کسی به آنان تذکر دهد،به بازی ادامه می دهند همچنان
که این بازی شطرنج بیهوده است زندگی آنان نیز بیهوده خواهد بود.بله به شما می گویم که زندگی
خود،بیهوده است اما پسران زندگیشان بیهوده تر از زندگی دختران می باشد و دختران هم زندگیشان
بیهوده است چون به چیز بیهوده ای فکر می کنند تا شاید بتوانند زندگی خود را از پوچی در آورند در
حالی که غافلند از اینکه پوچی که با پوچی بخواهد کامل شود چیزی نمیشود جز پوچ در پوچ.....
راز
آب از دیار دریا
با مهر مادرانه
آهنگ خاک می کرد
بر گرد خاک می گشت
گًًَرد ملال او را
از چهره پاک میکرد
از خاکیان ندانم
ساحل به او چه می گفت
کان موج ناز پرورد
سر را به سنگ میزد
خود را هلاک می کرد!
سلام،می دونید که من تا به حال قصد توهین به کسی رو نداشته و ندارم.این نوشته ها هم توی
وب لاگ رو هم به خدا از روی آزار و اذیت به کسی نمی نویسم.به مولا
این خفائی که ما توشیم مجبور می کنه آدم فکر کنه و با فکر کردن هم
جز به این نتایج به چیز دیگه ای نمیشه رسید.
به فاطمه اگه دختریاین مسائل براش مهم باشه به همین نتایج میرسه.تنها من نیستم......
از تشنگی بمردم ای آب زندگانی چون نیستی در آتش احوال ما چه دانی؟
همه شهرها رو بگردید همه ایران رو بگردین همه کشورها همه دنیا رو بگردین اگه یافتین
که واقعا بین دختر و پسر همه چی به صورت مساوی بود،من حرفامو پس میگیرم.
زن یک انسان است.زن حتی بیشتر مرد اهمیت دارد زیرا اگر او نبود موجودی بنام مرد هم
وجود نداشت.خدائی به این فکر کنید و بگید حالا ،راست میگم یا نه؟!!!!!!!
تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن
نيست ... تنهايی را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم
تنهاست .. . تنهايی را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
وقتی می گی پسر یعنی نا امیدی از زندگی......
وقتی می گی پسر یعنی سرگردانی در زندگی....
وقتی می گی پسر یعنی پایان زندگی خوش......
وقتی می گی پسر یعنی نا بودی یعنی کوفت یعنی درد یعنی زهرمار.......
بابا ولشون کنید تو رو خدا! چه قد می خواین باهاشون مدارا کنین؟!
این آقایون همیشه باعث آزار و اذیت و نابودی خانوما می شن!
آخه یه لحظه به اونی که می گم فکر کنید ببینید آخه دروغ می گم؟!
حالا یه لحظه آقایون و خانوما چشاتونو ببندین و به اونی که می گم فکر کنید:
این آقایون همیشه چش چرونی می کنند و همه به ما می گن خودتونو حفظ کنین!
این آقایون همیشه نامردی میکنند همه ما رو بی وفا می دونند!
این آقایون همیشه نا جور فکر می کنند اونوقت به ما بی اعتماد میشن!
این آقایون..........این آقایون........این آقایون.................
به خدا خستته شدم این قدر در مورد بی مرامی و بی معرفتی آقایون و نا مساوی بودن
حق نوشتم و حرف زدم.همیشه هم فکر می کنند رعایت مساواته،شایدم بیشتر به نفع ماست!
چرا؟!!!!!!!!!!!!!! چون یه سربازی بیشتر از ما می خوان برن(اینم نرن دل به چی
ببندیم که اینا رو ...کنه؟؟) چرا؟!!!!!!!!!!!!!!!!! چون تو یه مورد (خواستگاری) می
خوان به اصطلاح خودشون غرورشونو بشکنند(البته باز جای بحث داره که این
موردم به نفع ما نیست!!!)به نظر شما واقعا این طوره؟؟
آهای آقایون،
آخه نه خدائی یه لحظه فکر کنید واقعا وجود شما به ما ظلم نمی کنه؟!!!!!!
به خدا این انصاف نیست،به فاطمه این انصاف نیست.......
نه همين غمكده، اي مرغك تنها قفس است
گر تو آزاد نباشي همه دنيا قفس است
تا پر و بال تو و راه تماشا بسته است هر كجا هست، زمين تا به ثريا قفس است
تا كه نادان به جهان حكمروايي دارد همه جا در نظر مردم دانا قفس است
اجــــــــــــــــــــــــــــازه هســــــــت بشم فــــــــــــــــــــــــــدات؟
اجـــــــــــازه هست تو شعر من اثر بذاره خـــــــنده هــــــــــــــــــات؟
شـــــــب كه مياد يواش يواش ، با چشمك ســــــــــتاره هــــــــــــــــاش ،
اجـــــــــــــــــــازه هســـــــــــت از آسمون ستاره كش برم بـــــــــــــرات؟
اجـــازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم ، تو هم بگي دوســم داري؟
بـــــريم تو باغ اطلـــــــسي بيرنج و درد و بي كسي بهت بگــــــم
اجــــــازه هست گل روي موهـــــات بــــــــــــذارم؟
اجــــازه هست خيال كنم تا آخرش مال منـــــــــــي ،
خــــيال كنم با رفتنت دل مــنو نميشــــــــــــــكني؟
اجــازه هست بشم فدات ، برم به قربون چشات؟
با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو.در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.
آسمان نقاشی کودک من آبی نیست!!!آبی اش گم شده است کودک من؟؟؟من از او پرسیدم که چرا؟! او به من گفت تو نگاهت آبی نیست....
به هر انسانی امانتی از اشک سپرده شده است و او،به ناگزیر،بایست روزی آن را برگرداند.
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند "هست"
هر کسی را بدان گونه که "هست" احساسش می کنند
بدان گونه که "احساسش" می کنند "هست"
نیستیم...
به دنیا می آئیم،
عکس یک نفره می گیریم!
بزرگ می شویم،
عکس دو نفره می گیریم!
پیر می شویم،
عکس یک نفره می گیریم...
و بعد
دوباره باز
نیستیم....
بیا ببین که در این غم چه نا خوشم بی تو
شب از فراق تو می نالم ای پری رخسار
چو روز گردد گوئی در آتشم بی تو
دمی است که شربت وصلم ندادی جانا
همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو
اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیست در کشم بی تو
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو
پس،
سومی که بود ؟
که گریه می کرد،
ما که دو نفر بیشتر نبودیم!