رویقبرم بنویسید مسافر بوده است....بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است...بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست...او در این معبر پر حادثهعابر بوده ست...صفت شاعر اگر همدلی و همدردیست...در رثایم بنویسید که شاعر بوده ست...بنویسید اگر شعری از او مانده به جای...مردی از طایفه ی شعر معاصر بوده ست...مدح گویی و ثناخوانی اگر دین داریست بنویسید در این مرحله کافر بوده ست...غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم ...بنویسید مهاجر بوده ست...
چه کسی میداند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی !!!
چه کسی می داند که تو در حسرت یک روز در فردایی!!!
پیله را بگشای تو به اندازه ی یک دنیایی!!!
روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت، هرکسی غصه ی اینکه چه می کرد نداشت، چشمه ی سادگی از لطف زمین می جوشید ، خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 11:42 بعد از ظهر توسط قاتل دل خسته
|